روش شناسي اصول فقه

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

 روش شناسي اصول فقه


 

نویسنده: ابراهیم فتح اللهی




 

این علم که دانش پیش نیاز علم فقه به شمار می آید، « دانشی است که در آن از قواعد بحث می شود که نتایج آن در راه استنباط احکام شرعی مورد استفاده قرار می گیرد. » (1)
اصول فقه، طبق دسته بندی علمای اصول از چهار دسته مباحث تشکیل می شود: مباحث الفاظ، مقدمات عقلیه، مباحث حجت و اصول عملیه. (2)
روش تحقیق در علم اصول فقه، هم با روش تحقیق فلسفی و کلامی و هم با روش تحقیق علوم نقلی و همچنین روش تحقیق علوم شهودی متفاوت است. این بدان معنی نیست که علم اصول فقه منبع عقل یا نقل را نادیده می گیرد بلکه علیرغم اینکه در علم اصول، عقل به عنوان یک منبع در نظر گرفته می شود اما روش علم اصول غیر از روش فلسفه و کلام است. همچنین روش علم اصول تفاوت مبنایی با روش علوم نقلی دارد. یعنی روش علوم نقلی و مأثور که اغلب تکیه بر منقولات و اسناد تاریخی است در علم اصول جاری نیست، هر چند که از آیات و روایات به عنوان تأیید و امضای سیره عقلا در این علم استفاده می شود. علاوه بر آن در علم اصول استفاده از روش شهودی نیز کاملاً مطرود می باشد و به هیچ وجه تناسبی میان علم اصول و عرفان وجود ندارد.
منابع اصولیین در بدست آوردن قواعد علم اصول عبارتند از:
1- سیره ی عقلاء 2- آیات قرآن 3- احادیث و روایات 4- دلیل عقلی 5- تبارد ذهنی 6- عرف 7- اجماع 8- سیره ی متشرعه و سیره ی مسلمین 9- اقوال لغویین 10- وجدانیات و بدیهیات.
روش اصولیین را گاه به نام روش عقلایی یا سیره ی عقلاء نیز نامیده اند. منظور از روش عقلایی محور قرار دادن سیره ی عقلاء در تحقیقات اصولی می باشد. مراحل استدلال در علم اصول بخاطر اختلاف موضوعات و اختلاف و گوناگونی ادله در بخشهای اصول استنباطیه و اصول عملیه فرق می کند.
اصول استنباطیه از دو بخش تشکیل می شود:
الف- مباحث الفاظ
ب- امارات
در مباحث الفاظ به کمک سیره ی عقلاء، عرف، قول لغوی، وجدانیات ( تبادر ذهنی، صحت صلب و ... ) و احیناً دلیل عقلی می توانیم ظهورات الفاظ را تشخیص دهیم.
در امارات چون مسائل و موضوعات تغییر می کند، مسائل این بخش همگی ظنونی هستند که ممکن است به جای قطع بنشینند و حجت واقع شوند. چون سخن از حجت به میان می آید برخی معتقدند که برای اینکار باید بیشتر به نقل مراجعه کنند اما برخی دیگر معتقدند که اعتماد بر امارات و عمل بر طبق آنها مسأله ای عقلایی است و روش عقلاء در مورد آن مهم ترین ملاک تشخیص حجیت می باشد. همچنین مباحث « قطع » که در مقدمه امارات، مورد بحث واقع می شود بخاطر ماهیت بحثهای آن، که رنگ کلامی و معرفت شناختی دارد، بیشتر روش عقلی را انتخاب می کند.
اصول عملیه نیز به دو بخش زیر تقسیم می شود:
الف- اصول عقلی
ب- اصول نقلی ( شرعی )
مسائل این بخش بیشتر رنگ و بوی عقلی و نقلی دارد لذا به تناسب از دلایل عقلی و نقلی استفاده می شود.

تکمله:

آنچه تحت عنوان روش عقلایی از آن نام بردیم دیدگاه اصولین می باشد. در برابر اصولیین، مشرب اهل حدیث و مشرب اخباریون وجود دارد.
افرادی مانند مرحوم کلینی و شیخ صدوق جزء اهل حدیث به شمار می روند و در عین اینکه مخالفت علنی با اصولیین ندارند ولی به روش نقلی معتقدند. اما اخباریون که از قرن یازدهم هجری و با کتاب الفوائد المدنیه محمد امین استرآبادی بوجود آمدند گروهی بودند که خود را پیرو اهل حدیث ولی مخالف با روش اصولی می نامیدند و رجوع به عقل را که از منابع اصول و فقه محسوب می شود باطل می دانستند. در برابر این دو گروه، اصولییین قرار دارند که روش عقلایی را در علم اصول برگزیده اند و برحسب مورد از عقل، نقل، سیره ی عقلاء، عرف، اجماع و دلالی مختلف دیگر استفاده می کنند.
علاوه بر آن نوع عقل گرایی در بین اهل سنت بوجود آمد که اصطلاحاً آنرا « قیاس گرایی » نامیده اند. البته علمای شیعه ی « قیاس » را بعنوان یک روش اصولی نپذیرفته اند.
بنابراین روشهای عمده ی معرفتی را در علم اصول فقه می توان در چهار دسته زیر دید:
الف- عقل گرایی ( مجتهدان یا اصولیین )
ب- اهل حدیث ( بدون مخالفت با اصولیین )
ج- نص گرایی ( اخباریین- با مخالفت با اصولیین )
د- قیاس گرایی ( نوعی عقل گرایی در اهل سنت ) (3)

پی‌نوشت‌ها:

1- محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج1 ( نجف اشرف: چاپ دوم، 1390 ق ) ص5.
2- همان، ص8.
3- ر.ک: سید محمد باقر صدر، دروس فی علم الاصول، ج1 ( بیروت: دارالکتب اللبنانی، چاپ اول، 1978 م ) و: محمد رشاد، اصول فقه ( تهران: انتشارات اقبال، چاپ دوم، 1364 ش )

منبع مقاله :
فتح الهی، ابراهیم؛ (1388)، متدولوژی علوم قرآنی، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول



 

 


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه