روش شناسي علم کلام

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:



 

نویسنده: ابراهیم فتح اللهی




 

این علم، که به آن علم اصول دین و یا علم توحید و صفات هم گفته می شود، علمی است که عقاید اسلامی را تبیین نموده و با ادله و براهین، آن را اثبات می کند و نیز شبهات آن را پاسخ گفته و از آن دفاع می نماید. در تعریف علم کلام گفته اند: « علم کلام علمی است که درباره ی عقاید اسلامی، بحث می کند، به این نحو که آنها را توضیح می دهد و درباره ی آنها استدلال می کند و از آنها دفاع می نماید. » (1)
این تعریف ناظر به سه وظیفه ای است که علم کلام بر عهده دارد: اول باید در علم کلام بحث شود که اصول دین اسلامی چیست؟ سپس باید برای آنها استدلال شود و نهایتاً در برابر دیدگاههای رقیب از این اصول دفاع شود. موضوعاتی که در این علم مورد بررسی قرار می گیرد، عبارتند از: اثبات خالق، توحید، اسماء و صفات الهی، عدل و جبر و اختیار، نبوت عامه و خاصه، اعجاز، عصمت، امامت و خلافت، معاد، رجعت، شفاعت و تقیه. (2) البته در عصر جدید مسائل و موضوعات زیادی وارد این علم شده است که مجموعه ی آنها را تحت عنوان مسائل کلامی جدید می نامند.

الف) کلام نقلی و کلام عقلی

در علم منطق، شیوه های استدلال را به سه روش: قیاس، استقراء و تمثیل تقسیم می کنند. و قیاس نیز از جهت ماده به صناعت های پنجگانه برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه تقسیم می شود. در این میان، قیاس برهانی همواره نتیجه یقینی و کلی به همراه دارد.
در علم کلام بطور عموم از قیاس استفاده می شود اما مبادی استدلالهای کلامی کاملاً متفاوت است:
1. در برخی مسائل کلامی مانند نبوت و ویژگی های معاد و حشر، مبادی استدلال را قضایای برگرفته شده از کتاب و سنت تشکیل می دهند که اصطلاحاً به آن کلام نقلی (Revealed Theology) گویند.
2. ولی در اکثر مباحث کلامی، همچون اثبات واجب تعالی، اوصاف باری تعالی، نبوت عامه و اصل معاد از قیاس جدلی استفاده می شود که مبادی آن را قضایای عقلی تشکیل می دهند. لذا اصطلاحاً به آن کلام عقلی (Natural Theology) گویند.
بر همین اساس تقسیم بندی هایی در روش شناسی علم کلام صورت پذیرفته و قدمای متکلمین اسلامی علم کلام را به کلام نقلی و کلام عقلی تقسیم کرده اند.

ب) تنوع روش ها در علم کلام

متکلمین مسلمان در مباحث کلامی خود از روشهای برهان، جدل، خطابه و روش تاریخی استفاده می کردند. نحوه مباحثات آنها در باب مسائلی چون اثبات وجود خدا و توحید و صفات او و مبحث خاصه و عمومیت آن و مسأله امامت و جزئیات معاد، دال بر صدق ادعای مذکور است. بنابراین می توان گفت که علم کلام، چند روشی است. یعنی اینگونه نیست که در علم کلام لزوماً از استدلال عقلی استفاده شود. گاهی استدلال نقلی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. چنانکه شیخ مفید در اثبات امامت، دلیل نقلی می آورد و می گوید به دلیل غدیر مسأله امامت انتصابی است یا با تمسک به دلیل حدیث ثقلین و بسیاری از احادیث دیگر دلیل نقلی می آورد. گاهی ممکن است متکلم یک استدلال تجربی بیاورد یا ممکن است استدلال پدیدار شناسانه بکند یا استدلال هرمنوتیکی بکند. بنابراین می توان گفت: کلام دانشی تک روشی نیست، بلکه علمی است که در آن از روش های گوناگون و متنوع می توان بهره گرفت. متکلمان ادیان نیز در عمل چنین می کنند؛ لکن برخی چنین پنداشته اند که تنوع روش های کلامی ناشی از بی موضوع بودن علم کلام و حتی بی روش بودن آن است. به عبارتی متکلم در بررسی مسائل کلامی ناگزیر است روش های متنوعی را به خدمت گیرد؛ بر خلاف علوم دیگر که هر یک به تناسب، پای بند روش خاص اند. (3)
به نظر می رسد بی موضوع دانستن ک��ام، بیشتر ناشی از اختلافاتی است که در تعیین موضوع این علم وجود دارد؛ اما باید توجه داشت که اولاً، این اختلاف در دیگر علوم نیز وجود دارد؛ ثانیاً، اثبات یک مسأله از راه های گوناگون دلیل بر بی روشی علم مربوط به آن نیست؛ ثالثاً، تنوع در روش های کلامی از تنوع در اهداف و غایات این علم برخاسته است. یکی از معاصران در این زمینه می گوید: اصل اولی استفاده از عقل است. متکلم از عقل می خواهد بهره بگیرد. ولی چون غرضش همیشه تعیین کننده ی روش هم هست و چون غرضش دفاع از اصول دین است. گاهی از تجربه هم بهره می گیرد، و حتی در بعضی از مباحث چاره ای ندارد که از تاریخ بهره بگیرد؛ مانند بحث امامت، که نمی تواند از عقل بهره بگیرد. البته کلی امامت را می توان با عقل ثابت کرد، اما در تاریخ امامت و سقیفه باید از تجربه و تاریخ بهره گرفت. (4)
به عقیده ولفسن دلیل شکل گیری روشهای مختلف در علم کلام این است که مسلمانان نخستین، ضمن بیان اصول عقاید، نخست به ذکر آیاتی از قرآن و گزارشهایی از سنت می پرداختند، بعدها، هنگامی که درباره ی جزئیات و تفاصیل اصول عقاید اختلافاتی پیش آمد، علاوه
بر استناد به مدارک به دست آمده از سنت و روایت به برهان عقلی نیز پرداختند و از همین جا علم کلام آغاز شد. (5)
در بیان علت تنوع روش ها در علم کلام می توان گفت:
1- گاهی تنوع روش به تبع تنوع مسأله است. علم واحد، به دلیل اشتمال بر مسائل گوناگون، از روشهای متنوعی برخوردار است، علم کلام از این گونه دانش هاست، دانش کلام، بر خلاف فلسفه اولی، از حیث ساختار و نوع، مسائل مختلفی دارد و در نتیجه، از روشهای گوناگونی در اثبات مسائل خود استفاده می کند. در کلام سنتی، برای اثبات صانع، سعی می شود برهان منطقی اقامه شود، در حالیکه برای نبوت خاصه، استدلال تاریخی بیان می گردد و برای امامت خاصه، به ادله درون دینی و ابزارهای تاریخی استناد می شود و برای دیگر مسائل، روشهای دیگری به کار می رود. تنوع روش در کلام جدید، دامنه بسیار فراخ تری یافته است.
2- یکی دیگر از دلایل چند روشی بودن علم کلام که می توان آنرا عمده ترین علت دانست هویت دفاعی این دانش است که سبب می شود متکلمان از رقابای گوناگون خود روش های مختلف را اخذ کنند، مثلاً اشاعره غالباً روش های متعدد طرح مسأله و حتی اسلوب های استدلال را در حد لزوم از مخالفانشان اخذ کرده اند. غالباً متکلمان ابتدا از رقبا و مخالفان خود مسأله را اخذ می کنند و آنگاه بر حسب مسائل، روشهای سازگار با آن را نیز به دست می آورند.
3- برخی معتقدند که تنوع در روشهای استدلال کلامی به اعتبار اهداف و غایاتی است که بر این علم مترتب است. این اهداف عبارتند از: شناخت تحقیقی خداوند و صفات او، اثبات موضوعات علوم دینی و مبادی آنها، ارشاد حقجویان و الزام معاندان، پاسداری از اصول و عقاید دینی. در دو قسم نخست باید از راه یقین و برهان استفاده کرد، اما در مورد اخیر، همه ی راه های استدلال را می توان به کار برد و متکلم با در نظر گرفتن روحیه ی طرف مقابل و میزان درک و فهم مخاطب شیوه ای خاص به کار می برد. بنابراین نمی توان راه های استدلالی کلامی را در جدول منحصر دانست، بلکه چه بسا مواردی که جدل اصولاً کاربرد ندارد؛ مانند اثبات وجود خدا و صفاتش. البته نباید استفاده از جدل را در مناقشات کلامی نشانه ی ضعف روش های کلامی پنداشت؛ زیرا با در نظر گرفتن هدف و غایت کلام و رسالتی که متکلم در این زمینه دارد، روشن است که اقناع برخی مخاطبان از راه برهان امکان پذیر نبود، به ناچار باید از راه های دیگر او را هدایت کرد یا به مقابله با او برخاست. این راهی است که در قرآن نیز توصیه شده است. قرآن کریم سه راه برای دعوت به توحید بر می شمارد: راه حکمت و برهان؛ راه موعظه ی حسنه؛ راه جدال احسن؛ ( ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ) (6)
4- برخی دیگر نیز معتقدند که تنوع در روشهای علم کلام، تابع بی موضوع بودن این علم است. این گروه در تبیین دیدگاه خود مبتنی بر بی موضوع بودن علم کلام می گویند: چون غرض مطلوب از تعیین موضوع علم، همان به دست دادن معیاری برای بازشناسی مسائل آن علم از مسائل علوم دیگر است، دست کم در اینجا برآورده نخواهد شد، زیرا عملاً هر متکلمی، به لحاظ مسؤولیتی که عهده دار آن است، موظف است از « کل دین » در برابر « کل شبهات » دفاع کند. از این رو ممکن است مسأله ای اولاً و با لذا مسأله ای فقهی یا تاریخی یا روان شناختی یا ریاضی یا طبی و نجومی و ... باشد، اما به محض اینکه مبانی و برداشتهای دینی در آن مورد یا از آن زاویه در معرض شک و شبهه مخالفان واقع شد، یا اندک تماس و ارتباطی با دفاع عقیدتی از دین پیدا کرد، آن مسأله تغییر هویت داده، به مسأله ای کلامی بدل شده و در قلمرو تحقیق متکلمان قرار می گیرد. بنابراین علم کلام به این معنی علمی بی موضوع و در نتیجه علمی بی مرز است. یعنی هر مسأله علمی و حتی غیر علمی، بالقوه قابل این است که به معضلی کلامی بدل شود. (7) و بر این اساس نتیجه می گیرند که: چون علم کلام مقید به موضوع خاصی نیست، از مسائل متنوعی برخوردار می شود، و از سوی دیگر چون روش حل هر مسأله نیزمتناسب با ماهیت آن شکل می گیرد، لذا علم کلام دارای تنوع در روشها خواهد بود. چرا که حل هر مسأله ای با هر روشی ممکن نیست و روش تحقیق در هر مسأله تابع سنخ آن مسأله است. مثلاً گروههای فلسفی را نمی توان با سر انگشت روش تجربی گشود، روش تعقلی نیز در حل مسائل تجربی توانایی ندارد، و در مباحث نقلی و تاریخی نیز باید شیوه ی خاصی را برگزید. بنابراین علم کلام به خاطر بی موضوع بودنش می تواند به مسائل عقلی، تجربی، نقلی ( تاریخی ) و شهودی بپردازد، و متکلمان برای دفاع از هر گزاره ای، متنساب با مضمون آن باید روش خاصی را برگزینند. و از این رو یکی از مبادی لازم برای هر متکلمی آگاهی از روش شناسی علومی است که یکی از چهار روش ( عقلی، تجربی، نقلی و شهودی ) را به کار می برند. به عبارت دیگر متکلم در بررسی مسائل کلامی ناگزیر است روشهای متنوعی را به خدمت گیرد. یکی از تفاوت های عمده ای که بین فلسفه ی دین و علم کلام وجود دارد همین است که فلسفه دین به دلیل ماهیت فلسفی اش ملتزم به استفاده از روش قیاس برهانی است. یعنی فلسفه دین در استفاده از روش عقلی منحصراً از مقدمات برهاین استفاده می کند، در غیر این صورت شایسته نام فلسفه نخواهد بود. در حالی که علم کلام بسته به اینکه مسأله مورد بحث، عقلی یا نقلی یا تجربی یا شهودی باشد ناگزیر است از روش مناسب برای حل آن استفاده کند. علاوه بر آن علم کلام در استفاده از روش عقلی نیز علاوه بر مقدمات برهانی از مقدمات جدلی نیز بهره می گیرد. یعنی روشهای علم کلام متناسب با موضوع و مسأله ای که برایش پیش می آید متنوع خواهد بود. (8)

ج) رویکردهای روش شناسی علم کلام

در علم کلام گاهی مطالعات درون دینی بعنوان روش به کار می رود ولی گاهی مطالعه ی درون دینی غیر ممکن می شود و به ناچار باید به روش مطالعات برون دینی روی آورد.
برای مثال، متکلمان خردگرا برآنند که مسأله صدق گفتار نبی را نمی توان با مراجعه به متون اثبات کرد؛ زیرا چنین رویکردی به دور می انجامد. بر مبنای دیدگاه آنها، اثبات حقانیت آموزه ها در متون دینی نیز با ابزارها و رویکرد برون دینی صورت می گیرد؛ یعنی در قرآن، پرهیز از دور مورد توجه بوده است. مثلاً در بیان قرآنی « وَ لَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفاً کَثِیراً » (9) برای اثبات اینکه وحی از جانب خداوند است، از روشهای برون دینی ( تحلیلی ) استفاده شده است.
در مواضعی که مطالعه ی درون دینی ممکن است، حالات مختلفی وجود دارد: گاهی مطالعه ی درون دینی بدون رقیب است؛ یعنی مسأله تحقیق به گونه ای است که صرفاً با مراجعه به متون دینی پاسخ می یابد و روشهای برون دینی در ارائه پاسخ به آن، ناکارآمد است. بسیاری از مباحثی که متکلمان در بحث سمعیات طرح کرده اند، از این قبیل است. البته متکلمان در تعیین دامنه ی مباحث صرفاً سمعی و درون دینی، اختلاف مبنایی دارند. دامنه ی چنین تحقیقاتی نزد متکلمان اشعری، بیش از متکلمان معتزلی است و نزد اخباریها، اهل حدیث، سلفیها و نیز اصحاب تفکیک، دامنه ی مطالعات صرفاً درون دینی بسیار گسترده است. نحوه ی سنجش اعمال در آخرت، مراد خدا از ثواب و عقاب اعمال، حکمت اوامر و نواهی الهی، امامت خاصه بر مبنای نظریه ی شیعی، توصیف بهشت و خاستگاه نبوت، از این قبیل مسائل است.
مطالعه ی درون دینی در بسیاری از مواضع، ممکن است رقیب داشته باشد. مسأله واحدی چون عصمت انبیا را می توان با روشهای تاریخی، ابزارهای تحلیلی ( آن گونه که نزد اهل کلام، رایج است )، ابزارهای منطقی فیلسوفان و حتی ابزارهای روان شناختی، مورد بررسی برون دینی قرار داد. گاهی نیز می توان از ترکیب و تلفیق دو نوع رویکرد درون دینی و برون دینی استفاده کرد. ذیلاً به بررسی سه نوع رویکرد در روش شناسی علم کلام می پردازیم:

ج 1) رویکرد درون دینی

گروهی از دین پژوهان در عرصه ی دین شناسی، مراجعه به کتاب و سنت را پیشنهاد می دهند و از بهره گیری از منابع درون دینی روی بر می تابند. به عنوان مثال اخباریان، گروهی از علمای شیعه اند که در مقابل اصولیان از استفاده ی شیوه ی عقلی در اصول و فروع پرهیز می کردند و آن را موجب انحراف از صراط مستقیم و سقوط در ضلالت و حیرت می دانستند. آنان، علت اختلاف آرا و تکثرگرایی در عرصه ی اصول دین را به کارگیری بی جهت عقل و تأویل عقلی متون و منابع شرعی معرفی می کنند. (10)
البته اخبارایان شیعه مانند ظاهرگرایان اهل سنت مطلقاً با عقل مخالف نیستند. آنان بدیهیات عقلی را به منزله ی احکام عقلی فطری می پذیرند و عمل براساس آن را ضروری می دانند. همچنین احکام غیر بدیهی را که از راه استدلال و تفکر عقلی به دست می آیند در صورت عدم تعارض با شرع می پذیرند، و در صورت تعارض، دلیل شرعی را بر دلیل عقلی مقدم می دانند. (11)

ج2) رویکرد برون دینی

این رویکرد با مدل های گوناگونی ارائه شده است:

1. روش عقلی و فلسفی

که با استدلال های منطقی و عقلی به اثبات باورهای دینی، مانند اثبات وجود خدا، می پردازد. بیشتر متکلمان معتزله و امامیه این روش را برگزیده اند. البته اشاعره نیز از عقل بهره می گرفتند، ولی در نهایت، عقل را تابع شریعت معرفی می کردند.

2. روش کارکردگرایی

که به طور عمده در روان شناسی دین و جامعه شناسی دین از آن استفاده می شود. این روش بدون توجه به صدق و حقانیت گزاره های دینی به بیان فواید و آثار و کارکردهای باورهای دینی می پردازد.

3. روش بهره گیری از موافقان و مخالفان دین

که در آن سخن از اقبال متدینان به دین و ادبار مخالفان از آن است. این روش به لحاظ تجربی قابل توجه است، ولی توان اثبات و تحقیق پذیری ندارد و حقانیت یا بطلان گزاره های دین را برای مخاطبان آشکار نمی سازد.

4. روش انسان شناسی تجربی

که با مطالعه ی نیازهای آدمیان و نقش علوم بشری در رفع آنها به کشف عرصه ی دین و نیازهای دین دست می یابد. آن گاه با همین روش به پژوهش های دینی می پردازد. (12)

ج 3) تلفیق روشهای درون دینی و برون دینی

این روش نیز مدل های گوناگونی دارد. مدل نخست در کنار کتاب و سنت، مراجعه به عقل و استدلال عقلی را پیشنهاد می دهد و ترکیب عقل و نقل را مطرح می سازد.
مدل دوم، روش مکتب تفکیک خراسان است که ضمن پذیرش هر سه روش قرآن، عرفان و برهان، در عرصه ی دین پژوهی، به تفکیک هر سه روش از یکدیگر تأکید می ورزد تا معارف و شناخت های خالص قرآنی، فلسفی و عرفانی به دست آید و از معارف و شناخت های ممتزج قرآنی- عرفانی، قرآنی- فلسفی و ... پرهیز شود. (13)

پی‌نوشت‌ها:

1- مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، بخش کلام و عرفان ( تهران: ملاصدرا، 1365 ش ) ص9.
2- ر.ک: جعفر سبحانی، الالهیات علی هدی القرآن و العقل و السنه ( قم: المرکز العلمی للدراسات الاسلامیه، 1411 ق ) ص 68.
3- ر.ک: ابوالقاسم فنایی، درآمدی بر فلسفه دین و کلام ( قم: انتشارت اشراق، 1357 ش ) ص 19.
4- ر.ک: عزالدین رضانژاد، « روش بحثهای کلامی »، مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره 31 ( پاییز 1378 ش ) ص 62.
5- ر.ک: هری اوسترین ولفسن، « فلسفه علم کلام »، ترجمه احمد آرام ( تهران: انتشارات الهدی، 1368 ش ) ص5.
6- نحل: 125 - ر.ک: علی ربانی گلپایگانی، ماهو علم الکلام ( قم: دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1418 ق ) ص 50.
7- ر.ک: ابوالقاسم فنایی، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید ( قم: انتشارات اشراق، چاپ اول 1375 ش ) ص90.
8- همان، ص 91 و 102.
9- نساء: 82.
10- ر.ک: یوسف بحرانی، الحدائق الناضره، ج1 ( قم: انتشارات جامعه مدرسین، 1414 ق ) ص 126.
11- همان، ص 133.
12- ر.ک: عبدالکریم سروش، مدارا و مدیریت ( تهران: انتشارات صراط، 1376 ش ) صص (137-135).
13- ر.ک: محمدرضا حکیمی، مکتب تفکیک ( قم: مرکز بررسی های اسلامی، 1373 ش ).

منبع مقاله :
فتح الهی، ابراهیم؛ (1388)، متدولوژی علوم قرآنی، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول



 

 


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه